تبليغاتX
ماداگاسکار - امشب چه شبيت شب ... ( لا لا لا لاي لا لا لا لا لاي لا لا لاي...)
امشب چه شبيت شب ... ( لا لا لا لاي لا لا لا لا لاي لا لا لاي...)

 1- در زندگي شب هايي است كه مثل خوره روح آدم را در انزوا مي خورد و مي تراشد. در اين شب ها بايد فقط بخوابي كه خيلي فاز مي دهد خواب شب امتحان!!

2- بعد 12 سال آبرو داري و با سيلي صورت خود را سرخ نگه داشتن روش خواندن در دو ساعت مانده به امتحان جواب نداد... فيزيك رو افتادم بعدي لطفن!!(گمونم به خاطر اين بود كه كلن 2 جلسه هم سر كلاسش نشستم و گرنه كه روشم مو لاي درزش نمي رفت جان شما!! )

3- اينجا ام كه بهتره درشو تخته كنم بره پي كارش كه تا مي يام يه حرفی بزنم مي بينم بهتره نزنم كه يه موقع خدایی نکرده به يه جاي كسي بر نخوره... جدي بايد يه فكر اساسي بردارم... ننمم آدرس بلاگمو داره ديگه!!(جدي مي گم هااا هادي و رضا و پسر دايي و پسر عمو و همسايه بغلي (به جون مادرم راس مي گم!!) دارن حتي!!)

4- مخابراتم كه قربونش برم چيزيده رنگشم مي گه!! گوشي رو بر مي دارم راديو گوش مي كنم، به گوشي رضا زنگ مي زنم آهنگ امام علي مي ذاره واسم(همراه اول ها نه رضا!!) دوباره زنگ مي زنم مي بينم قعطه بعد خودش زنگ مي زنه مي گه اين شماره ي دفتر و فعلن داشته باش و من هم همچنان راديو گوش مي دم، ADSL  ام كه كلن پريده و وصل نمي شه و نيم ساعت واسه باز شدن هر صفحه بايد وايسم(منم كه كلن آدم جيشويي هستم!!)*

۵ـ به نظر شما خواهر سحر ولد بیگی با ننه ی من چکار می تواند داشته باشد که با آن صدای "اوا فدات شم"  زنگ می زند و مامان را می خواهد؟

۶-  يه كمي نفس لازم دارم... نفس عميق كوتاه بلند هر چي فقط يه كمي نفس.

 

*مقداری بی تربیتی برای خون لازم می باشد.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 10:9 توسط ماداگاسکار |